کاملاًمحرمانه

حضرت محمد(ص):هرگاه مردم ستمگرى را ببينند و او را از ستم باز ندارند، دور نيست كه خداوند همه آنان را كيفر دهد.

 
یک طرفه به قاضی...
نویسنده : محرمانه - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٥
 

قرار بود30دقیقه ای بیان> اما >طبق معمول باید ما رو به انتظاری طولانی دعوت میکردند

از سرپا بودن خسته شدم به داداش هام گفتم بیاید رو فرش بشینیم همینطوری نگاه میکنیم بالاخره از یک جایی  می یان بیرون دیگه

و باز منتظر ماندیم>نگاهم به کفشداری حرم بود>تا شاید یک چادری اشنا ببینم و بعد سرم رو همینطور چرخوندم>چرخوندم و باز چرخوندم>150نیشخنددرجه ای شد >که دیدم یک مرد موبایل به دست حدود 1.5 متریم وایستاده>نگاهم رفت سمت صورتش>ناراحتداشت به من نگاه میکرد>و سرش رو >شاید از روی  عصبانیت و شاید از روی  تاسف>به ارامی تکان می داد>با خودم گفتمناراحت دیدی چی شد<حتمآ بنده خدا فکر کرده من دارم تو حرم امام رضا چشم چرونی میکنم>می خواد ارشادم کنه>شایدمگریه

عینکادم بی گناه که نباید کم بیاره>ابروپس با نگاهی پرسش گرانه و کمی خشم ناک سرم رو تکون دادم >یعنی منظورت چیه>موضوع چیه<با دست موبایلیش به فضای اطراف اشاره کرد>و شاید چون باز نگاه پرسشگرانه ی من رو دید>با خنده ی تلخی گفت:ببین چی یا میگن>منظورش صدای سخنران بود >با تبسمی پرسیدم:مگه چی میگن>جواب داد >ببین تو قران خداگفته ...(عربیش یادم نیست)....یعنی همه ی انسانها با هم برابرند>حالا اینها میگن نباید زن جلوتر از مرد نماز بخونه و...

جواب دادم خب باید دید دلیل اینها چیه>همینجوری که نمیشه گفت اینها دارن اشتباه میگن>انگار انتظار داشت من باهاش همراهی کنم>چون با ناراحتی گفت:یعنی چه استدلالی میتونن داشته باشن <و من چون دیدم ناراحت شد>گفتم البته حرف شما منطقیس ولی باید استدلال اینها رو هم دونست

و ناگهان موبایلش رفت سمت گوشش >و صحبت کنان به ارامی از من دور شد >بدون پاسخی>...

 

پی نوشت:

1_من فکر میکنم >ما باید در مورد هر مسئله ای دلیل طرف مقابلمون رو >بپرسیم>شاید ما اشتباه میکردیم و طرف مقابل بتونه با استدلالش ما رو متوجه اشکالمون کنه>و باید بدونیم>اگر یک طرفه به قاضی بریم >حتمآ راضی برخواهیم گشت

2_من فکر میکنم ما باید برای هر موضوعی به متخصصش مراجعه کرد>یعنی برای بیماری چشم به متخصص چشم _برای ساختن ساختمان به مهندسین عمران و...>و میخوام به این نتیجه برسم که ما اگر میخوایم در مورد مسائل دینی دوچار خطا نشیم بهتره به عالم دینی مراجعه کنیم >عالمی که به معنای واقعی کلمه عالم باشه >نه اینکه مغازه ای باز کرده باشه برای کسب درامد بیشتر

3_متاسفانه بعضی از روحانیون در رشته ای که به ان اشراف ندارند نظر می دهند >و این کارشون شاید باعث شده در بین مردم >به عنوان متخصصین مسائل دینی شناخته نشوند

4_من فکر میکنم یک ادم روشنفکر و ازاد اندیش>باید به تمام افکار اجازه حرف زدن و دفاع کردن رو بده

5_لطفآ به این مطلب نگاه جنسیتی نداشته باشید>من به موضوعی کلی اشاره کردم>منظورم دیدگاهای مختلف بود

 


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
قندی برای سوزاندن نیست
نویسنده : محرمانه - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٢
 

سلام>بالاخره بعد از چند روز >در این لحظه میلی به نوشتن پیدا کردیم>اما از برای ماه رمضان >توان در بدن لاموجودناراحت>لاجرم به کوته نوشتاری بسنده خواهیم فرمود تا>انکه>به امید حضرت حق>حالی مساعد یابیم تا بیش از پیش>بر شما خوبان خوشی و غم را >در حالتی در هم <عرضه فرماییم

پی نوشت:

1_از اینکه در نبود من >وبلاگم رو تنها نگذاشتید>و با نوشتن نظرات >روشنای وبلاگم بودید<صمیمانه >ممنون

2_مطلب برای نوشتن دارم اما بهتر دیدم بگذارم برای زمانی که توان زیبا نوشتن داشته باشم

خدانگهدار

حافظ از چشمه ی حکمت بکف اور جامی

بوکه از لوح دلت نقش جهالت برود


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
سرسخن (7)
نویسنده : محرمانه - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٤
 

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم

(هولمز)


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
سرسخن (6)
نویسنده : محرمانه - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸
 

پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام قرآن ظاهراً حضور چشمگیری در جامعه پیدا می‌کند، با این حال از عمل به قرآن و پیروی از این کتاب آسمانی کمتر اثری به چشم می‌خورد

++++++این نوشتار >نتیجه گیریی بود که در سایتی به این ادرس(www.eteghadat.com/forum/forum-f17/topic-t3492.html)چند وقت پیش خواندم>و چون بسیار به وضع موجود جامعه ی ما شبیه بود>از ان استفاده کردم++++++

در توضیح این نتیجه گیری امده بود>

دراین باره تعبیرات گوناگونی ظاهرا از پیشوایان معصوم علیه السلام رسیده است، از جمله :

قرآن کهنه می‌گردد، در آن چیزهایی وارد می‌شود و هر کس آن را مطابق خواست خود تفسیر می‌کند

زمانی برای مسلمانان خواهد آمد که از قرآن جز الفاظ و عباراتش باقی نمی‌ماند

برای مردم شنیدن قرآن سنگین و شنیدن باطل سبک و آسان می‌گردد

قرآن به حالت غنا خوانده می‌شود

قرآن و احکامش تعطیل می شود

مردم قرآن را کوچک می‌شمارند

قرآن ها را می‌آرایند

خدای متعال نیز در حدیث معراج فرمود :در دوران غیبت قاریان زیاد می‌شوند ولی عمل به قرآن اندک می‌گردد
و همچنین حدیثی است در کتاب مصباح الشریعة ترجمه عبد الرزاق گیلانی صفحه 116 که شاید موید مطلب نیز باشد که :بسا قاری قرآن که تلاوت قرآن کند و قرآن بر او لعنت کند
در کتاب ارشاد القلوب جلد1 صفحه 78 آمده که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند :بدترین مردم کسى است که قرآن را بخواند و رعایت حرام و حلال و منهیاتش را نکند.
همچنین از امام حسن مجتبی علیه السلام  در کتاب ارشاد القلوب ج1 ص 79 نقل شده که ایشان میفرمایند :به درستى که سزاوارترین مردم به قرآن‏ کسى است که به آن عمل کند گر چه آن را حفظ نکرده باشد.و دورترین مردم از قرآن کسى است که به آن عمل نکند گر چه آن را قراءت کند
پی نوشت:
1_همانطور که حتمآ میدانید _روایتهای زیادی در مورد ظهور حضرت مهدی(عج) وجود دارد و در این روایتها _از زمینه سازان ظهور نیز صحبت به میان امده است>از درفش های سیاهی که از خراسان  بر افراشته خواهند شد>و خب منظور از خراسان<ایران ماست>این درفشهای سیاه به صورت مسلحانه بر ظلم ظالمان خود می شورند<و چون ظالمان شرق و غرب_دشمن انها هستند>تا بیت المقدس پیش میروند>پس شاید نتیجه گیری ان نویسنده در مورد حال و روز مردمانی غیر از مردم ایران و یمن<باشد

2_اگر خواستید بیشتر با اتفاقات پیش از ظهور اشنا بشید >می تونم یک کتاب جالب بهتون معرفی کنم

به امید خروج درفشهای سیاه >خدانگهدار


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
روزی خواهد امد
نویسنده : محرمانه - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤
 

درون انتظارم > مانده ام>افسوس

درون مه گرفتارم>بسی افسوس

دوای درد میخواهم>ولی افسوس

توان درد میخواهم>ولی افسوس

نمیدانم>چرا افسوس می کارم

چرا افسوس

 

پی نوشت:خواستم از ظهورش بنویسم>اما نتوانستم>خواستم هرچی میدونم رو بنویسم<اما ذهن یاریم نکرد>خواستم با سند بنویسم<باز نشد>پس دلنوشته ی نوشتم<در وصف خودم _تا شاید روزی که لیاقتش رو داشتم از او بنویسم


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
سرسخن (5)
نویسنده : محرمانه - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤
 

برترین جهاد سخن حقی است در برابر فرماندهی ستمکار

حضرت محمد(ص)


 
commentنظر شما؟ ()
 
 
اعضای گروه کوچک
نویسنده : محرمانه - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤
 

سلام

خواستم خدمتتون عرض کنم که >لطف کنید خوابهاتون رو برام بفرستید تا در وبلاگ قرار بدهم

ممنون از همراهی و همکاری صمیمانتون


 
commentنظر شما؟ ()