سلام بر حکیم طوس

(پادشاهی ضحاک)

چو ضحاک شد بر جهان شهریار/برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز/بر آمد برین روزگار دراز

نهان گشت آیین فرزانگان/پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد، جادویی ارجمند/نهان راستی، آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز/به نیکی نرفتی سخن جز به راز

نداست خود جز بد آموختن/جز از کشتن و غارت و سوختن

چنان بد که هر شب دو مرد جوان/چه کهتر چه از تخمه ی پهلوان

خورشگر ببردی به ایوان شاه/همی ساختی راه درمان شاه

بکشتی و مغزش بپرداختی/مر آن اژدها را خورش ساختی

پس آیین ضحاک وارونه خوی/چنان بد که چون می بدش آرزوی

کجا نامور دختری خوبروی/به پرده درون بود بی گفت و گوی

پرستنده کردیش بر پیش خویش/نه بر رسم دین و نه بر رسم کیش

 

غیور مرد ایران(حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی)

پی نوشت:امسال_ 1000سال پایان سرودن شاهنامه ی(ماست)

/ 1 نظر / 6 بازدید