از در درآ درآ

از در درآ درآ که دلم بی قرار توست

گلزار من شکفته ی ابر بهار توست

ای روشنایی سحر ای لطف صبحدم

بیدار چشم شب همه در انتظار توست

پنهان نمی شوی که تویی نور

آفتاب

در پرده ای و ماه همان پرده دار توست

در پرده تیغ آتش خورشید کی ش؟

در این کبود سرد شکاف از شرار توست

اجر شکیب دشت بر ایام سرد دی

گل خند و خنده های بلند هزار توست

ای گوهری دل که تویی هان نگاه کن

این آبدار لعل دل من نثار توست

شاعرخانم(سیما یاری)

/ 0 نظر / 7 بازدید