خواب زمستانی

سلام

سلام به خودم>سلام به منی که مثل من ،نیستی یعنی شما>و سلام به منهایی که قسمتی از من هستن ،ولی باز انها هم میشوند کسان دیگری

از شما چه پنهون >من مثل گذشته حال نوشتن ندارم>نمیدونم چمه؟< ولی مطمئنم یک چیزیم هست>تا امروز فکر میکردم فقط من یک چیزیم شده>اما امروز فهمیدم بقیه هم یک چیزشون شده

شاید هممون خسته شدیم و داریم به خواب میریم>شاید یک خواب زمستونی طولانی>شاید خوابی ٣٠سالهناراحت

خوابهایی که به مردن شبیهن رو دوست ندارم>اصلا من میگم اگه قرار مثل مرده ها زندگی کنیم>همون بهتر که بمیریم>حداقل انجوری شاید گناهمون کمتر بشه و ان دنیا کمتر مجازات بشیم>شایدم وزن صوابمون بیشتر شد >و خدا هم کلی دور و برمون رو شلوغ کردتعجبهوراتشویقچشمک

خب از گردش تو بهشت و خوردنی و هوری و بقیه چیزا بگذریم >داشتم میگفتم

همین چند دقیقه قبل به وبلاگ یکی از دوستان که در لیستم بود سر زدم>نوشته بود دیگه اپ نخواهد فرمود>حالا طرف اصلا مثل من کمترین >چاشنی سیاسی قاطی نوشتش نیست>که از فتا بترسه

البته دلیل اصلی من فتا نیست هاااااااااااااا>و بیشتر بیمیلی خودم به نوشتن هستش>اما خب با خودم میگم، نکنه جناب فتا یک اشتباه بفرمایند و من کمترین را مشکلدار معرفی بفرمایند>و داستان زندگیم زیبا تمام نشهناراحتگریه

البته باز مثل گذشته>شکسته بسته خواهم نوشت، ولی امیدوارم شوق تغییر باز در من زنده بشه>تا باز بتونم با هیجان برای خودم و برای شما بنویسم>امیدوارم،امیدم به تغییر ،جان تازه ای بگیره>و به دنبال تغییری بزرگ باشم>امیدوارم بتونم باعث ایجاد ارامش بشم

ما زنده به انیم که ارام نگیریم

موجیم که اسودگی ما عدم ماست

پی نوشت:

تو همشهری جوان خوندم که نوشته بود>پلیس، کجای  کلمه ی (فتا) قرار داره؟

اخه فتا>نام اختصاری(پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات)هستشنیشخند

/ 1 نظر / 5 بازدید